الملا فتح الله الكاشاني
449
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( الْمُنْذِرِينَ ) * از بيمكنندگان مر خلق را از آنچه مؤدى شود به عذاب از فعل و ترك هم چنان كه بر امم سابقه واقع شد و در انوار التنزيل آورده كه ذكر اين كلام براى تقرير است بر حقيقت قصص مذكوره و تنبيه بر اعجاز قرآن و نبوت محمد ( ص ) چه اخبار اين قصص از كسى كه متعلم به آن نيست نميباشد مگر بوحى از حق تعالى و اگر مراد به قلب روح است پس خفايى در معنى آيه نيست و اگر مراد به آن عضو مخصوص است پس به جهت آنست كه معانى روحانيه اول نازل مىشود بروح بعد از آن بقلب انتقال مييابد بجهة تعلق تمام ميان روح و قلب زيرا كه قلب معدن آنست و بعد از آن از قلب بدماغ متصاعد مىشود و لوح متخيله به آن منتقش ميگردد و ميگويند ذكر قلب به جهت آنست كه چون آن حضرت خواننده نبود جبرئيل كه تلاوة آن ميفرمود آن حضرت بدل مبارك آن را ياد ميگرفت و على بن ابراهيم در تفسير خود نقلكرده از صادق كه مراد از تنزيل در اينجا ولايت و امامت امير المؤمنين ( ع ) است در غدير خم و از روح امين جبرئيل به جهت آنكه امين خدا است بر وحى او و يا زنده است دين او و يا آنكه به او ارواح زنده شدگانند به جهت آنكه منزل بركاتست از جانب حق تعالى بر قلوب و يا آنكه جسم او روحانيست و قوله * ( بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ ) * متعلق است به نزل يعنى فرو فرستاديم قرآن را بر دل تو به زبان عربى هويدا و واضح المعنى تا قريش نگويند كه ما سخن ترا فهم نميكنيم و نميدانيم كه چه مىگويى و لهذا هر پيغمبر به زبان قوم خود تبليغ رسالت ميكرد و ميتواند بود كه متعلق بمنذرين باشد يعنى تا باشى از آن كسانى كه بيم كننده بودند به زبان عربى كه روشن است و ظاهر الدلالت و پيغمبرانى كه قبل از حضرت رسالت ( ص ) بلغت عرب منذر بودند چهارند هود و صالح و اسمعيل و شعيب ( ع ) * ( وَإِنَّه ) * و بدرستى كه ذكر قرآن و صفت آن يا معنى آن يا ذكر پيغمبر ( ص ) يعنى نعت او با آنچه به آن دعوت ميفرمايد از توحيد و عدل و بعث و نشور و اقاصيص انبياء مكتوبست * ( لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِينَ ) * در كتب پيشينيان پس حق و صدق باشد در بعضى از تفاسير آورده كه مشركان عرب در بعضى از امور خود كه مشكل بودى مشورت باحبار بنى اسرائيل كردندى و سخن ايشان را كه در آن باب گفتندى قبول كرده حجت دانستندى حق سبحانه بر سبيل تقرير فرمود * ( أَ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ ) * آيا نيست مر مشركان قريش را * ( آيَةً ) * نشانهء بر صحت قرآن يا نبوت پيغمبر ( ص ) و يا اقاصيص مذكوره و ساير آنچه مردمان را به آن دعوت ميفرمايد * ( أَنْ يَعْلَمَه ) * آنكه ميدانند قرآن را بنعت و يا پيغمبران را بصفت * ( عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * دانايان بنى اسرائيل كه بر كتب سالفه گذشتهاند و شهادت مردم دانا بر چيزى موجب تيقن و تحقق آنست